به نام خدا

 

ناراحت بودم غميگن بوديم هروز گريه مي كردم هروز دعا مي كرديم

ولي حالا خوشحالم وخوشحاليم هروز ميخندم وهروز خداراشكر ميكنيم

چقدرزود گذشت وچقدرزود خواهدگذشت

انگار همين ديروز بود كه ميگفتيم واي خدايعني ديگه عمو نمياد

هه هه هه چقدر خنده دار بود دقيقا يكروز بعد از حج عمو

به خاطر ما اومد

اينم يكي از عكس هاي قديم

 

 

 

 

 

 

 

ببخشيد يكي شد ۳تا

 

عيد قربان رو به همتون تبريك ميگم

يادتون نره امشب جوجه هارو بشماريد والا بايد تا يلداي

سال ديگه صبركنيد

 

راستي بچه ها من داخل ماي پرديس رمزم رو كه ميزنم ميگه اشتباست

براي ايميل هم ميگه شناسه اشتباست به نظرتون

چك كار كنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

خب ديگه بسه مهموني زياد مونديد نميخواهيد بريد خونه هاتون

توروبه خدا ببخشيد ميوه نداشتيم اخه قبل شما مهمون برامون اومد

چون از قحطي زده بود تمومشون كرد باورتون ميشه

۸ظرف ميوه اوردمولي باز برميداشت

فكركنم امشب حسابي دل درد بگيره

خب ديگه

دست علي يارتون خدانگهدارتون

به اينده اميدوار باشيد

 


 

نوشته شده توسط زهره در جمعه سی ام آذر 1386 ساعت 21:13 موضوع | لینک ثابت