به نام خدا
سلام عمو جون ودوستان عزیز نمیدونم که اعصابم خورد باشه یانه
اول از همه بگم این ۴روز یعنی از ۸تا الان ۱۳ مشهد بودم الان داغم وحوصله زیاد حرف زدن وتعریف خاطرات رو ندارم
دوستان یاعمو توروبه خدا کمکم کنید یکی با این نام بهم نظر داده خونید
نويسنده: عمو پورنگ
چهارشنبه 11 بهمن1385 ساعت: 18:21
سلام زهره جان
از اینکه طرفدار من هستی خیلی ممنونم.ولی من که گفتم عزیز دلم وبلاگی درباره ی من نزنید چون تعداد وبلاگهای به این شکل زیاد شده و دارند از من سو استفاده می کنند.
اگر خیلی علاقه مندی که می تونی به من ایمیل بزنی تا در سایتم مکانی را یه تو اختصاص بدم.
دوستت دارم
دست علی یارت خدا نگه دارت